محمد سعيد جانب اللهى

236

پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )

زكام : در ميرجاوه درنه « 1 » و كلپوره « 2 » و كريچ « 3 » ( كه به آن باباپيرك نيز مىگويند ) باهم كوبيده و مىجوشانند و مىگذارند تا سرد شود . سپس كاه در آن مىريزند و يك سنگ را در آتش داغ كرده در آن مىاندازند تا بخار كند . با اين بخار مريض را بخور مىدهند ( همان : 247 ) . در تهران سياه‌دانه را روى سنگ داغ ريخته دود آن را استنشاق مىكنند ( شهرى 1368 : 5 / 423 ) . درد نيم‌سر ( سينوزيت ، ميگرن ) : در اصفهان برگ اكاليپتوس و تخم گشنيز و كاه جو پودر كرده و بخور آن را به سر و دماغ مىدهند و پس از بخور با پماد ويكس چرب كرده پيشانى را مىبندند ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) . تنظيم قاعدگى : در دليجان مقدارى كاه را در ظرفى جوشانده و بخور آن را به رحم مىدهند ( نوبان و ديگران : 235 ) . نازايى : در خراسان اگر زنى به علت گزه ورداشتن رحم ( التهاب مخاط رحم ) باردار نشود ، يك كرسى وارونه روى زمين مىگذارند و زن را تا كمر لخت كرده روى قيدهاى كرسى مىنشانند ، بعد دو يا سه مثقال كلچه كلاغ « 4 » ( نوعى گياه صحرايى كه مصرف دارويى دارد ) را با نيم سير دنبه مخلوط مىكنند و مىكوبند و بعد آن را در مقدار كمى شير مىريزند و مىجوشانند . شير كه به جوش آمد ظرف آن را در زير پاى زن در كف كرسى مىگذارند و مجددا شير را حرارت مىدهند ، زن لحافى دور خود مىپيچد و به وسط كرسى نزديك مىشود و پاهاى خود را از دو طرف كاملا باز مىكند و در حدود يك ربع ساعت به همان حال مىماند تا بخور شير در رحم او خوب تأثير كند . اين عمل را روز ششم قاعدگى ( يك روز قبل از حمام ) انجام مىدهند . پس از آنكه بخور شير به رحم زن تأثير كرد او را با همان لحافى كه دورش پيچيده‌اند ، در رختخواب مىخوابانند تا عرق بدنش خشك شود . بعد تفاله‌هاى كلچه كلاغ را كه با شير غليظ و چربى و پيه مخلوط شده و در ته ظرف باقى مانده است گرماگرم زير نافش مىمالند ، ظهر هم براى او كاچى مىپزند كه علاوه بر مواد لازم نيم سير شكر سرخ و نيم سير گزانگبين خوانسارى و نيم سير گزانگبين علفى نيز باهم مخلوط مىكنند و در مقدارى آب مىجوشانند و شيرهء آن را در كاچى مىريزند ، روز بعد اين اعمال را يك‌بار ديگر تكرار مىكنند و سپس زن را به حمام مىبرند ( شكورزاده : 123 - 124 ) . در علىآباد كتول قابله علف گندجارو ، گزنه ، جامه شغال ، پونه و ريشهء بنفشه را تفت مىدهد و زن را روى بخار گرم آن مىنشاند ( نظرى داشلىبرون و ديگران ، 1380 : 275 ) .

--> ( 1 ) . derrana ( 2 ) . kalpura ( 3 ) . keric ? ( 4 ) . kol y kolc ? a